مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )
301
مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )
بكشند و زير جامه بگيرند و همراهم بيايند ؛ و هرگاه اشاره كردم و گفتم : « اى خاندان پيامبر وارد شويد » ، وارد شوند و هر چه فرمان دهم اجرا كنند . من هرگز نمىپذيرم و تن به خوارى و ذلت نمىدهم . به خدا سوگند مىدانم ، چيزى سراغ ما آمد كه گريزى از آن نيست و قضاى الهى دربارهء من رقم خورده است ، و او كسى است كه درباره خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم هر چه بخواهد و خشنود باشد ، انجام مىدهد . « 1 » ديدار صورى و اعلام نپذيرفتن بيعت باز مىگرديم به ادامه داستان و چگونگى ديدار امام عليه السلام و وليد . ابن اعثم روايتش را ادامه مىدهد و مىگويد : آنگاه حسين بن على عليه السلام به منزل خويش رفت و آب خواست . جامه پوشيد و با آب وضو ساخت و برخاست و دو ركعت نماز گزارد و در نماز هر چه دوست داشت از خداوند خواست . چون از اين كار فراغت يافت ، دنبال مردان قبيله و دوستان و خاندانش فرستاد و آنان را از كار خويش آگاه ساخت . آنگاه فرمود : بر در خانه اين مرد باشيد من مىروم و با او سخن مىگويم ، چنانچه شنيديد ، صدايم بلند شد و سخنم را شنيديد كه شما را صدا زدم : « اى خاندان پيامبر » ، بدون اجازه به درون خانه بريزيد ، آنگاه شمشيرها را بكشيد ولى شتاب مورزيد . اگر چيز ناخوشايندى ديديد ، شمشير بكشيد و هر كس را كه آهنگ كشتن مرا داشت بكشيد . آنگاه حسين عليه السلام از خانه بيرون آمد ، در حالى كه عصاى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را به دست داشت و سى تن از خاندان ، موالى و شيعيانش وى را همراهى مىكردند ؛ تا آن كه آنان را بر در خانه وليد بن عتبه متوقف كرد و فرمود : ببينيد كه چه سفارشى به شما كردهام و از آن تجاوز مكنيد ، من اميدوارم كه سالم نزد شما باز گردم . « 2 »
--> ( 1 ) - الفتوح ، ج 5 ، ص 10 - 13 . ( 2 ) - همان ، ص 13 .